تسلیت

ئیران له خه می کرماشان

فرار اختلاس گر

یک نفر باز اختلاسی کرد و از اینجا گریخت

رفت و با خود برد پولی را و تا هرجا گریخت

 

گفتمش ای شیخ دیدی یک نفر باری دگر

از شما و  زیر چشم دولت و "ناجا"  گریخت؟

 

در عجب هستم که با این چشم تیز خادمان

او چگونه زیرآبی  رفت و تا آنجا گریخت

 

جنبش و نقش قلم را خوب میبینی ولی

یک نفر د روز روشن بی خود و بیجا گریخت 

 

من گمان دارم که او چون دود گشت و شد هوا!

یا که  در شب او به مانند یکی نینجا گریخت

 

یا که چون تردست زیرک سکه ای را غیب کرد

یا که چون خرگوش زیبا در کله در جا گریخت

 

دست بیضا و عصای مار موسی را نداشت

بوالعجب بی معجزه این مرد هم یک جا گریخت!

 

صمدآقا

کسی چیزی نگفت

یک دکل یک جا  یهو  گم شد، کسی چیزی نگفت

خالی از نان دست مردم شد ،کسی چیزی نگفت

 

سهم خود را می برند از روی سفره ،ناکسان

سهم مردم زهر کژدم شد،کسی چیزی نگفت

 

اختلاس و ارتشاء و رانت خواری در وفور

وه که صفرش  قدِ  انجُم شد، کسی چیزی نگفت

 

آب ها خشکیده شد در  رود و هامون ای عزیز

 دشت ها خالی ز گندم شد ،کسی چیزی نگفت

 

شادمانی هر زمان باشد حرام  از بیخ و بن

متن فتوا صادر از قم شد، کسی چیزی نگفت

 

روزِگاری ما سرآمد بوده ایم در این جهان

نام ایران درجهان گم شد، کسی چیزی نگفت

 

کِشتی ما را چرا بشکسته دریا می برند؟

آب دریا در تلاطم شد، کسی چیزی نگفت

 

چشم در ره بوده ام  روز خوشی بینم، ولی

مبتلای بر تراخم شد ، کسی چیزی نگفت

 

آسمانِ آبی  و شهرم شده پر گرد و خاک

کوچه تاریک از تراکم شد ، کسی چیزی نگفت

 

شیخ و زاهد را اگر چه دشمنی با " کورش " است

مرقدش غرق ترنم شد ، کسی چیزی نگفت  !

 

صمدآقا - مش باقر