نامه نگاری

شنیدستم که گرگی سوی روبَه

نوشته نامه ای با آب و با تاب!

 

که ما هردو زحیوانات باشیم

زجمله شبروان زیر مهتاب

 

اگر من شهره ام در چنگ و دندان

که خون را می خورم چون جرعه ای آب

 

تو هم شهره شدی در حیله بازی

تمام حیله هایت عالی و ناب

 

اگر چه ما رقیبی سخت هستیم

در این جنگل که گشته جمله درخواب

 

بیا تا چند روزی دوست  گردیم

دو یار خوب و نی ، یاران ناباب

 

نیاشیم دور از خُلق و نکویی

به ظاهر البته. این نکته دریاب

 

هدف چون بهر ما هردو یکی شد

شود توجیه در  آلات و اسباب!

 

بیا باهم به ظاهر خوب باشیم

نکو داریم یکدیگر چو  احباب!

 

****

زمن بشنو کنون  ای جان جانان

مثالی گفته ام آن را تو دریاب

 

کنون چون شیر بیشه پیرگشته

برون رفته ازو آن زور و آن تاب

 

برای جای او هم تیز کردند

یکی چنگ و یکی دندان میناب

 

نباید پیش اینان خام گردی

دوباره تو بیفتی توی گرداب

 

سرت بالا بگیر و قد علم کن

برون آور خودت از توی مرداب ...

 

صمد آقا

چند شعرانتخاباتی

اقرار کنم در این جهان ، بی کم و کاست

حق من و تو  به جیب آن بالا هاست

از من تو اگر پرسی دلیلش، گویم

چون جهل تمام  اهل دنیا  در ماست !

 

**************************

 

چل سال گذشت و همچنان بیکاریم

خوابیم، ولی لاف زنیم بیداریم  !

در موسم انتخاب از این ولوله ها

معلوم شود که واقعا  بیماریم !!

 

***************************

قبل از که دهی رای ، خرت می گردم !

همچون مگسی  دور و برَت  می گردم !

بعداً که شدم رئیس، این را تو بِدان

بر پشت تو  و تاج سرت می گردم !!

 

***************************

 

چل سال گذشت و حاصلش شد غم و آه !

کس نیست که پیدا بکند چاه ز راه !

من توبه نموده ام که دیگر نروم

با آن رسن کهنه ی  تو  داخل چاه !!

 

 

 

***********************

 

اخلاق قشنگ انتخاباتی کو؟!

مردانگی و مرام انسانی کو؟!

بر جای عمل شعار بیخود دادی!

پس وعده ی آبادی و آزادی کو؟!

***************************

ای شیخ اگر دوباره  مامور شوی

یک بار دگر رئیس جمهور شوی

هی پاچه بمال و کاسه لیسی میکن

چون دکتر ما ،  و گرنه منفور شوی !

 

 

صمد آقا

 

 

 

 

عیدانه

چون زمستان رفت و باز آمد بهار

دارم از بهر شما من آرزوی بی شمار
 
آرزویم خنده و شادی و عشق بی کران
 
کامتان شیرین بماند،آید از تلخی دمار